قناص

مترادف‌ها

شکارچی، تیرانداز، نشانه‌گیر

لغت نامه دهخدا

قناص. [ ق َن ْ نا ] ( ع ص ) شکارچی. صیاد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نخجیرگیر. ( مهذب الاسماء ) ( ملخص اللغات حسن خطیب ). قنیص. ( مهذب الاسماء ): الدهر قناص و ماالانسان الا قنبرة. رجوع به قناز شود.
قناص. [ ق ُن ْ نا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قانص. صیادان و شکارچیان. ( اقرب الموارد ). رجوع به قانص شود.

فرهنگ معین

(قَ نّ ) [ ع. ] (ص. ) صیاد، شکارچی.

فرهنگ فارسی

صیاد، شکارچی

ویکی واژه

صیاد، شکارچی.

جمله سازی با قناص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سربازان آموزش‌دیده در جنگ‌های مدرن باید مهارت‌های لازم برای تبدیل شدن به یک قناص ماهر را در شرایط بسیار دشوار و محیط‌های مختلف کسب کنند.

💡 فیلم‌های اکشن معمولاً نقش یک قناص حرفه‌ای را برای قهرمان داستان نمایش می‌دهند که با دقت بسیار بالا از فاصله دور به اهداف خود شلیک می‌کند.

💡 در تمرینات نظامی، دقت عمل یک قناص در انتخاب لحظه مناسب برای شلیک، عاملی تعیین‌کننده در موفقیت یا شکست عملیات‌های حساس و حیاتی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران