ذیعان
مترادفها
نشت، پراکندگی
لغت نامه دهخدا
ذیعان. [ ذَ ی َ ] ( ع مص ) آشکاری. ذَیع. ذیوع: ذیعان خبر؛ ذیع و ذیوع آن، پراکنده و فاش شدن آن. فاش و منتشر و گسترده گشتن خبر. || آشکارا کردن. ( تاج المصادربیهقی ).
جمله سازی با ذیعان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر دقت و هوشیاری لازم در مدیریت منابع رعایت نشود، سرمایههای ملی کشور در معرض ذیعان و نابودی همیشگی قرار خواهند گرفت.
💡 او بسیار تلاش کرد تا از ذیعان اطلاعات محرمانه جلوگیری کند، اما متأسفانه اشتباهات بیملاحظهی زیردستانش باعث لو رفتن تمام اسناد شد.
💡 هدف اصلی این استراتژی جدید، جلوگیری از ذیعان وقت و انرژی در فرآیندهای اداری پیچیده و غیرضروری سازمان است.