لغت نامه دهخدا
( مستکنة ) مستکنة. [ م ُ ت َ ک ِن ْ ن َ ] ( ع ص ) تأنیث مستکن. پنهان. پوشیده.نهفته. رجوع به مستکن و استکنان شود: فینفع من وجع الظهر و.... الریاح المستکنة فیها. ( ابن البیطار ). || ( اِ ) کینه و حقد. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ).