عفک

لغت نامه دهخدا

عفک. [ ع َ ] ( ع مص ) استوار نکردن سخن را و ناسره گفتن آنرا. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بازداشتن از حاجت. || مماطلت کردن حق کسی را. || سخت گول گردیدن. ( از منتهی الارب ). بسیار احمق شدن. ( از اقرب الموارد ). عَفَک. رجوع به عفک شود.
عفک. [ ع َ ف َ ] ( ع مص ) سخت گول گردیدن. ( از منتهی الارب ). بسیار احمق شدن. ( از اقرب الموارد ). عَفک. رجوع به عفک شود.
عفک. [ ع َ ف ِ ] ( ع ص ) گول. ( منتهی الارب ).
عفک. [ ع ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عَفکاء. ( اقرب الموارد ). رجوع به عفکاء شود.

دانشنامه عمومی

عفک ( به عربی: عفک ) شهری در استان قادسیه کشور عراق است که در سرشماری سال 2014 میلادی، 75٬000 نفر جمعیت داشته است.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز