کبریه

لغت نامه دهخدا

کبریه. [ ] ( اِخ ) شهرکی است خرد ( به ماوراءالنهر ) با کشت و برز بسیار و از آنجا اسب خیزد ( نزدیک کرال، غزک، خیوال، ورذول، بغورانک ) ( از حدود العالم ).