لغت نامه دهخدا
( پیه آوردن ) پیه آوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پیه گرفتن. پیه رستن بر. درآمدن پیه گرد عضوی. پیه ناک شدن عضو حیوان یا آدمی. || نابینا شدن:
بعد عمری کامشب آن مه محفل آرای من است
پیه اگر چشم رقیب آرد چراغم روشن است.تأثیر ( از آنندراج ).و نیز رجوع به مجموعه مترادفات ص 354 شود.