پرشاش
لغت نامه دهخدا
پرشاش. [ پ َ ]( اِخ ) بر وزن و معنی پرتاش است که نام ولایتی از ترکستان باشد و به ضم اول هم آمده است. ( تتمه برهان ).
جمله سازی با پرشاش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از بارش مداوم بارانهای بسیار شدید در آن منطقه کوهستانی، رودخانه با جریانی بسیار پرشاش و خروشان از میان درهها به سمت دریا روان شد.
💡 در آن صحنه بسیار غمانگیز، اشکهای او به صورت پرشاش از چشمانش جاری بود و نمیتوانست بر شدت گریه و زاری خود تسلط داشته باشد.
💡 وقتی شیر آب با فشار بسیار زیاد و به صورت پرشاش از لوله خارج شد، تمام فضای آشپزخانه را در عرض چند ثانیه پر کرد.