هضبه

مترادف‌ها

فلات

متضادها

دره

لغت نامه دهخدا

( هضبة ) هضبة. [هََ ب َ ] ( ع اِ ) پشته. کوه گسترده بر زمین. ( منتهی الارب ). || کوه به یک سنگ سرشته. || کوه بلند و دراز و تنها و سرخ رنگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || باران بزرگ قطره پیوسته. ( منتهی الارب ). باران. ( اقرب الموارد ). ج، هضب [ هَِ ض َ / هََ ]، هضاب، هضبات. جج، اهاضیب. ( منتهی الارب ). ابوزید گوید: اهاضیب، مفردش هضاب و مفرد هضاب، هضب است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به هضاب شود.

فرهنگ معین

(هَ بَ یا بِ ) [ ع. هضبة ] (اِ. )۱ - کوه. ۲ - پشتة کم گ یاه. ۳ - باران بزرگ قطره و پیوسته.

فرهنگ عمید

پشته، کوه.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- کوه گسترده برزمین. ۲- کوهی که تنها ازیک پارچه سنگ باشد. ۳- کوه درازبلند ومنفرسرخ رنگ. ۴- کوه(مطلقا ) ۵- پشت. کم گیاه. ۶- باران بزرگ قطره هضبات.وپیوسته

ویکی واژه

هضبة
کوه.
پشتة کم گ یاه.
باران بزرگ قطره و پیوسته.

جمله سازی با هضبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این منطقه جغرافیایی شامل یک هضبه وسیع است که با خاک‌های زرخیز و پوشش گیاهی نیمه‌خشک شناخته می‌شود و برای کشاورزی مناسب است.

💡 از بالای آن هضبه مرتفع، می‌توان منظره‌ای بی‌نظیر از دشت‌های پهناور و کوه‌های دوردست را که در افق دیده می‌شوند، تماشا کرد.

💡 تغییرات اقلیمی در سال‌های اخیر باعث شده است که میزان بارش در این هضبه کاهش یافته و وضعیت منابع آب بسیار بحرانی شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران