لغت نامه دهخدا
مناکر.[ م َ ک ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُنکَر. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). افعال و اقوال زشت و ناپسند که بر خلاف رضای خداست. منکرات: یکی آنکه در عنفوان جوانی و ریعان کامرانی... از مناکر و مناهی دست بداشته است. ( المعجم چ دانشگاه ص 14 ). رجوع به منکر شود.