منازلات
مترادفها
جنگها، نبردها، پیکارها، درگیریها
متضادها
صلح، آشتی
لغت نامه دهخدا
منازلات. [ م ُ زَ ] ( ع اِ ) ج ِ منازلة. رجوع به منازلة شود. || معانیی که از غیب بر دل نازل شود: بر مترسمان و متشبهان و طایفه ای که از معاملات قوالب به منازلات قلوب نرسیده اند حلال نباشد. ( مصباح الهدایه چ همایی ص 158 ). تا بدان واسطه مقبول ومنظور دلهای اهل معاملات و منازلات شوند. ( مصباح الهدایه ایضاً ص 157 ). رجوع به منازلت ( اصطلاح تصوف ) شود.
جمله سازی با منازلات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در افسانههای قهرمانی، منازلات تنبهتن میان جنگجویان شجاع، همواره با هیجان بسیار زیاد و توصیفات پرشور از قدرت و شجاعت همراه بوده است.
💡 تاریخ مبارزه برای آزادی، پر از منازلات دشوار و نبردهای خونینی است که در آن ملتها برای حفظ حق و حقوق خود ایستادگی کردند.
💡 برخی از متون تاریخی، منازلات میان پادشاهان بزرگ را با دقت و جزئیات بسیار زیادی ثبت کردهاند تا برای آیندگان الگو قرار گیرد.