متصاول
مترادفها
خودپسند، متکبر
متضادها
متواضع، فروتن، خاضع
لغت نامه دهخدا
متصاول. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) بیکدیگر حمله نماینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). برجهنده و حمله کننده بریکدیگر و هجوم برنده. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به تصاول شود.
جمله سازی با متصاول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با رفتاری متصاول و پرخاشگرانه در جمع، سعی داشت برتری خود را بر دیگران نشان دهد، اما در واقع تنها باعث ایجاد بیزاری و دوری مردم از خود شد.
💡 آن سیاستمدار با سخنانی متصاول و مغرورانه، مدعی شد که هیچ رقیبی در کشور ندارد و میتواند تمام مشکلات اقتصادی را به تنهایی و بدون کمک دیگران حل کند.
💡 برخورد متصاولانه و خودخواهانه او با اعضای تیم، باعث شد که پروژههای مشترک با شکست مواجه شوند و اعتماد متقابل میان اعضای گروه از بین برود.