متثعم
لغت نامه دهخدا
متثعم. [ م ُ ت َ ث َع ْ ع ِ ] ( ع ص ) در شگفت آورنده. ( آنندراج ). پسندیده و مطبوع و خوش آیند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تثعم شود.
جمله سازی با متثعم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وکیل مدافع در جلسه دادگاه تلاش کرد تا تمامی اتهامات وارده به متثعم را با ارائه مدارک مستند و شواهد عینی رد کند.
💡 قاضی پرونده پس از بررسی دقیق شواهد و استماع اظهارات طرفین، حکم نهایی خود را در مورد مجازات متثعم اعلام نمود.
💡 متثعم در پاسخ به سوالات بازپرس، مدعی شد که هیچگونه نقشی در وقوع جرم و آسیب به اموال عمومی نداشته است.