قاچولی
مترادفها
قاچاقچی
متضادها
قانونی، مجاز
لغت نامه دهخدا
قاچولی. ( اِخ ) رجوع به قاجولی شود.
فرهنگ فارسی
رجوع به قاجولی شود.
جمله سازی با قاچولی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پلیس مرزی در عملیات گسترده خود توانست تعدادی از قاچولی را که قصد ورود غیرقانونی کالاهای ممنوعه به کشور را داشتند، در نزدیکی مرز بازداشت کند.
💡 بسیاری از قاچولیها با استفاده از مسیرهای دشوار و کوهستانی سعی میکنند تا از دید نیروهای امنیتی پنهان مانده و کالاهای خود را جابهجا کنند.
💡 اقتصاد غیررسمی و فعالیتهای قاچولی میتواند آسیبهای شدیدی به تولیدات داخلی و نظام مالی کشور وارد کرده و باعث ایجاد اختلال در بازار شود.