طمی

لغت نامه دهخدا

طمی. [ طَم ْی ْ ] ( ع مص ) طمو. بسیار شدن آب. فزودن آب. || گوالیدن و دراز گردیدن گیاه. || بلند گشتن قصد وهمت. || پر شدن دریا. برآمدن آب. ( منتهی الارب ). || شتافتن. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

طمو بسیار شدن آب یا کوالیدن و دراز گردیدن گیاه.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز