شگفتیدن
مترادفها
متعجب شدن، مبهوت شدن، حیرت کردن، شگفتزده شدن، حیران شدن
متضادها
عادی شدن، بیتفاوت شدن
لغت نامه دهخدا
شگفتیدن. [ ش ِ گ ِ دَ ] ( مص ) متعجب شدن. ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تعجب نمودن. حیران گشتن:
چو افراسیابش به هامون بدید
شگفتید از آن کودک نورسید.فردوسی.ز خفتان رومی و ساز نبرد
شگفتید از آن کودک شیرخورد.فردوسی.|| متعجب بودن. || آشفته شدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(ش گِ دَ ) (مص ل. ) تعجب کردن.
فرهنگ عمید
تعجب کردن، حیران شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تعجب کردن حیران گشتن.
ویکی واژه
تعجب کردن.