لغت نامه دهخدا
خرخیزخاقان. [ خ َ ] ( اِخ ) پادشاه ناحیه خرخیز بروزگار قدیم: و ملک ایشان را [ خرخیزیان را ] خرخیزخاقان خوانند. ( حدود العالم ). خرخیزخاقان در شهر کمجکث نشیند. ( حدود العالم ).
خرخیزخاقان. [ خ َ ] ( اِخ ) پادشاه ناحیه خرخیز بروزگار قدیم: و ملک ایشان را [ خرخیزیان را ] خرخیزخاقان خوانند. ( حدود العالم ). خرخیزخاقان در شهر کمجکث نشیند. ( حدود العالم ).
پادشاه ناحیه خرخیز بروزگار قدیم: و ملک ایشانرا خرخیز خاقان خوانند.