تکهن

مترادف‌ها

خودنمایی، خودپسندی، تکبر، غرور

متضادها

تواضع، فروتنی

لغت نامه دهخدا

تکهن. [ ت َ ک َهَْ هَُ ] ( ع مص ) اخترگویی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). فالگویی کردن و فالگو شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شبیه گفتار کاهنان گفتن. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تکهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رفتار متکانه و نوعی تکهن آشکار در صحبت کردن با زیردستان، می‌تواند باعث ایجاد شکاف‌های عمیق و از بین رفتن احترام در محیط کار شود.

💡 او با وجود داشتن دانش بسیار زیاد، هرگز دچار تکهن نشد و همیشه با تواضع و فروتنی با همه افراد در سطوح مختلف برخورد می‌کرد.

💡 برخی افراد به دلیل رسیدن به مقام‌های اجتماعی بالا، دچار نوعی تکهن و خودبرتربینی می‌شوند که در نهایت منجر به انزوای اجتماعی آن‌ها می‌گردد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران