لغت نامه دهخدا
بیره شدن. [ رَه ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف بیراه شدن. از بیراهه رفتن. راه گم کردن:
نراند براه ایچ و بیره شود
از ایرانیان یکسر آگه شود.دقیقی.|| گمراه شدن. رجوع به بیره شود.
بیره شدن. [ رَه ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف بیراه شدن. از بیراهه رفتن. راه گم کردن:
نراند براه ایچ و بیره شود
از ایرانیان یکسر آگه شود.دقیقی.|| گمراه شدن. رجوع به بیره شود.