لغت نامه دهخدا
اسباء. [ اِ ] ( ع مص ) نرم شدن دل بر. شیفته و مایل گشتن به. شیفته و مایل کاری گردیدن: اسباء علی الشی ٔ. ( منتهی الارب ). || فروتنی کردن: اسباء لامراﷲ. ( منتهی الارب ).
اسباء. [ اِ ] ( ع مص ) نرم شدن دل بر. شیفته و مایل گشتن به. شیفته و مایل کاری گردیدن: اسباء علی الشی ٔ. ( منتهی الارب ). || فروتنی کردن: اسباء لامراﷲ. ( منتهی الارب ).