اسان کاری

لغت نامه دهخدا

( آسان کاری ) آسان کاری. ( حامص مرکب ) مواسات. سهولت جانب. رفق. مساهلت. مدارات.

فرهنگ معین

( آسان کاری ) (حامص. ) سهل گرفتن، مساهله.

فرهنگ فارسی

( آسان کاری ) سهولت جانب مدارات