یسف
مترادفها
میبلعند، میجوند
لغت نامه دهخدا
یسف. [ ی َ س َ ] ( ع اِ ) مگس. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به مگس شود.
فرهنگ فارسی
مگس
میبلعند، میجوند
یسف. [ ی َ س َ ] ( ع اِ ) مگس. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به مگس شود.
مگس