لغت نامه دهخدا
گون گیل. [ گُن ْ گی ] ( اِخ ) بنا به گفته گزنفون، نام کسی بوده است که در جنگ پارسیان باایرتریها، طرفدار ایران شد و از طرف دربار ایران حکومت چهار شهر به وی اعطا گردید و اعقاب او این شهرهارا در زمان اردشیر دوم نیز در دست داشتند و بر آنهاحکمروائی میکردند. ( تاریخ ایران باستان ج 1 ص 670 ).