واژه «گواشت» در منابع کهن فارسی به عنوان نام یکی از نغمهها و آهنگهای موسیقی قدیم ذکر شده است و در متون موسیقی سنتی به عنوان یک مقام یا لحن موسیقایی مورد استفاده قرار میگرفته است. این واژه بیشتر در رسالهها و کتابهای مربوط به نظریه موسیقی قدیم مانند «مجمعالادوار» آمده و نشاندهنده یکی از ساختارهای آوایی و هنری موسیقی دورههای گذشته است. در نظام موسیقی سنتی، هر نغمه یا مقام دارای ویژگیهای خاصی در ترکیب صداها، ریتم و حالت احساسی بوده و «گواشت» نیز یکی از این نغمههای مستقل محسوب میشده است. این اصطلاح بیشتر در میان نظریهپردازان موسیقی قدیم ایران و در متون علمی مربوط به موسیقی شناخته شده بوده و کاربرد عمومی در زبان روزمره نداشته است. از آنجا که این واژه در منابع محدود و تخصصی ثبت شده، اطلاعات دقیق و گستردهای از اجرای عملی آن در موسیقی امروز در دست نیست. با این حال، وجود آن در متون معتبر نشان میدهد که در نظام موسیقی سنتی ایران، تقسیمبندیهای دقیق و متنوعی از نغمهها و آهنگها وجود داشته است. بنابراین، «گواشت» واژهای موسیقایی و تاریخی است که به یکی از آهنگها یا نغمههای موسیقی قدیم اشاره دارد و تنها در متون تخصصی موسیقی قابل بررسی است.
گواشت
لغت نامه دهخدا
گواشت. [ ] ( اِ ) آهنگی است از موسیقی. رجوع به مجمع الادوار مهدیقلی هدایت نوبت 3 ص 98 شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - نسج عضلانی انسان و حیوانات مختلف ( خصوصا دامها و پرندگان و ماهیها که نسج عضلانی آنها مورد استفاد. غذایی انسان واقع میشوند لحم. توضیح یک مقدار گوشت معمولا مجموعه ای از عضلات مختلف است. یا ترکیبات اسمی: گوشت تیزنده. گوشتی که قصابان بدون اجاز. رسمی بطور قاچاق ذبح کنند و فروشند. یا گوشت دندان. لثه. یا گوش زاید جفن. تراخم. یا گوشت گاو و زعفران. در قدیم با ریشه های گوشت خشک شد. گاو عطاران در زعفران غش میساختند. یا مثل گوشت قربانی. آنچه که هر جزو آنرا کسی ببرد. یا مثل گوشت گاو. ۱ - کسی که زود رام و تسلیم نشود. ۲ - آنکه پند نپذیرد. ۳ - آنچه که دیرپزد. یا گوشت مرده. گوشت غانغرایا. یا ترکیبات فعلی: گوشت ام ( اش ) گوشت ام ( ش ) را میخورد. تحمل دیدار این کار زشت را نمی توانم ( نمی تواند ) کرد. یا گوشت تن کسی ریختن. لاغر شدن. یا گوشت خود را تلخ کردن. عصبانی شدن. یا گوشت روی گوشت کسی آمدن. چاق شدن وی فربه گشتن او. یا گوشت و پوست کسی از نان دیگری بودن. ۱ - در خان. این یک بزرگ شدن و از قبل وی ارتزاق کردن او. ۲ - قسمتی از میوه که غیر از پوست و هسته باشد آنچه درون پوست میوه و محیط بر هسته است و آنرا خورند مغز لب. ۳ - پیه شحم: گوشت انار ( شحم الرمان پیه انار ) گوشت حنظل ( شحم الحنظل ).
آهنگی است از موسیقی.