لغت نامه دهخدا
( گل آکنده کردن ) گل آکنده کردن. [ گ ِک َ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از گل پر کردن. آلوده کردن به گل. || به گور کردن:
چو بدخواه را در گل آکنده کرد
پراکندگان را پراکنده کرد.نظامی.
( گل آکنده کردن ) گل آکنده کردن. [ گ ِک َ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از گل پر کردن. آلوده کردن به گل. || به گور کردن:
چو بدخواه را در گل آکنده کرد
پراکندگان را پراکنده کرد.نظامی.
( گل آکنده کردن ) از گل پر کردن آلوده کردن بگل.