لغت نامه دهخدا
کلش کردن. [ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کلاشی کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلش و کلاش و قلاش و قلاشی شود.
کلش کردن. [ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کلاشی کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلش و کلاش و قلاش و قلاشی شود.
کلاشی کردن