لغت نامه دهخدا
چشمه وار. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) چشمه مانند. سوراخ مانند:
یکی درع رخشنده چشمه دار
که در چشم نامد یکی چشمه وار.نظامی.رجوع به چشمه شود.
چشمه وار. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) چشمه مانند. سوراخ مانند:
یکی درع رخشنده چشمه دار
که در چشم نامد یکی چشمه وار.نظامی.رجوع به چشمه شود.
چشمه مانند، مانند چشمه.