چارکن تصویر معنی چارکن لغت نامه دهخدا چارکن. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) چرکین. شوخگین: هم از اینسان بعید خواهی رفت شوخگن جبه چارکن دستار.مسعودسعد. کلمات مرتبط شوغگن چرکین کردن چرکن