پیت پیت کردن

لغت نامه دهخدا

پیت پیت کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سخن گفتن بنرمی با کسی که دیگری درنیابد. نجوی. بیخ گوش کسی حرف زدن بآهستگی. ( فرهنگ نظام ). پچ پچ کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )سخن گفتن با کسی به آهستگی چنانکه دیگری در نیابدنجوی کردنپچ پج کردن.