پرطاقتی
مترادفها
پرانرژی، پرتوان، نیرومند، پرقدرت
متضادها
بیطاقتی، بیتوان، ضعیف، سست، بیرمق
لغت نامه دهخدا
پرطاقتی. [ پ ُ ق َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرطاقت.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی پرطاقت مقابل کم طاقتی.
جمله سازی با پرطاقتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با وجود تمام سختیها و چالشهای پیش رو، فردی بسیار پرطاقتی بود که هرگز از تلاش برای رسیدن به اهداف بزرگ خود دست نمیکشید.
💡 کارگران این پروژه بزرگ ساختمانی، به دلیل ماهیت دشوار و پرفشار کار، باید افرادی بسیار پرطاقتی باشند که توانایی کار در شرایط سخت جوی را داشته باشند.
💡 ورزشکاران حرفهای برای حفظ سطح بالای عملکرد خود در مسابقات، باید علاوه بر تمرین مداوم، روحیهای بسیار پرطاقتی و ارادهای پولادین از خود نشان دهند.