پرطاقتی
مترادفها
پرانرژی، پرتوان، نیرومند، پرقدرت
متضادها
بیطاقتی، بیتوان، ضعیف، سست، بیرمق
لغت نامه دهخدا
پرطاقتی. [ پ ُ ق َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرطاقت.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی پرطاقت مقابل کم طاقتی.
پرانرژی، پرتوان، نیرومند، پرقدرت
بیطاقتی، بیتوان، ضعیف، سست، بیرمق
پرطاقتی. [ پ ُ ق َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرطاقت.
حالت و چگونگی پرطاقت مقابل کم طاقتی.