پرارادت

مترادف‌ها

بسیار مشتاق، مخلص

متضادها

بی‌اراده، بی‌علاقه، بی‌اعتنا

لغت نامه دهخدا

پرارادت. [ پ ُ اِ دَ ] ( ص مرکب ) باخلوص و حسن نیتی بسیار:
بر کوشیار آمد از راه دور
دلی پرارادت سری پرغرور.سعدی.