لغت نامه دهخدا
وزن نهادن. [ وَ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) قدرو ارزشی برای چیزی دانستن. مهم دانستن: دمنه گفت: ملک کار او را چندین وزن ننهد و اگر فرمایدبروم و او را بیارم. ( کلیله و دمنه چ مینوی ص 73 ).
وزن نهادن. [ وَ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) قدرو ارزشی برای چیزی دانستن. مهم دانستن: دمنه گفت: ملک کار او را چندین وزن ننهد و اگر فرمایدبروم و او را بیارم. ( کلیله و دمنه چ مینوی ص 73 ).
( ~. نَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) احترام گذاشتن، اهمیت دادن.
( مصدر ) قدروارزشی برای چیزی دانستن: دمنه گفت ملک کار او را چندین وزن ننهد واگر فرماید بروم و او را بیارم.
احترام گذاشتن، اهمیت دادن.