وزن نهادن
مترادفها
اهمیت دادن، توجه کردن، ارزش قائل شدن
متضادها
نادیده گرفتن، بیتوجهی کردن
لغت نامه دهخدا
وزن نهادن. [ وَ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) قدرو ارزشی برای چیزی دانستن. مهم دانستن: دمنه گفت: ملک کار او را چندین وزن ننهد و اگر فرمایدبروم و او را بیارم. ( کلیله و دمنه چ مینوی ص 73 ).
فرهنگ معین
( ~. نَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) احترام گذاشتن، اهمیت دادن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) قدروارزشی برای چیزی دانستن: دمنه گفت ملک کار او را چندین وزن ننهد واگر فرماید بروم و او را بیارم.
ویکی واژه
احترام گذاشتن، اهمیت دادن.
جمله سازی با وزن نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر شرکت معتقد است که باید بر روی کیفیت خدمات پس از فروش وزن نهاد و آن را در اولویت اصلی برنامههای خود قرار دهد.
💡 برای رسیدن به موفقیت در زندگی، نباید بیش از حد بر روی نظرات منفی دیگران وزن نهاد و اجازه داد آنها مسیرمان را تغییر دهند.
💡 مهندس مسئول پروژه تاکید کرد که برای پایداری سازه، باید وزن مناسبی بر روی ستونهای اصلی نهاد تا فشار هوا آسیب نزند.