واساختن
مترادفها
ساختن، درست کردن
لغت نامه دهخدا
واساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) حاجت کسی را برآوردن. || بازساختن. ( ناظم الاطباء ). دوباره ساختن.
ساختن، درست کردن
واساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) حاجت کسی را برآوردن. || بازساختن. ( ناظم الاطباء ). دوباره ساختن.