نیافریدن

مترادف‌ها

خلق نکردن

متضادها

آفریدن

لغت نامه دهخدا

نیافریدن. [ ن َ ف َ دَ ] ( مص منفی ) مقابل آفریدن. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با نیافریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از متفکران و فیلسوفان بزرگ در طول تاریخ، همواره سعی کرده‌اند تا ماهیت قدرت خداوند را در فرآیند نیافریدن جهان و تمام موجودات زنده بررسی کنند.

💡 در متون کهن ادبی، از مفاهیم عمیقی برای توصیف لحظه نیافریدن هستی و نظم بخشیدن به عناصر پراکنده طبیعت در قالب اشعار بسیار زیبا و پرمعنا استفاده شده است.

💡 بسیاری از مردم معتقدند که فرآیند نیافریدن جهان توسط خداوند، نشان‌دهنده نظم و هماهنگی بی‌نظیری است که در تمام اجزای کوچک و بزرگ طبیعت مشاهده می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران