لغت نامه دهخدا
( نقاشة ) نقاشة.[ ن ِ ش َ ] ( ع اِمص ) نگارش. نقاشی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). صنعت نقاشی. ( ناظم الاطباء ). حرفه نقاش. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نقاشی شود.
نقاشه. [ ن َق ْ قا ش ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش قشم شهرستان بندرعباس. در 55 هزارگزی مغرب قشم، در جلگه گرمسیری واقع است و 100 تن سکنه دارد. آبش از چاه تأمین می شود. محصولش غلات و خرما است. شغل اهالی زراعت و صید ماهی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).