ناگزیدنی
مترادفها
اجتنابناپذیر، ناگزیر، حتمی
متضادها
اجتنابپذیر
لغت نامه دهخدا
ناگزیدنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) غیرقابل انتخاب. که نتوان آن را برگزید و اختیار کرد.که سزاوار گزیدن نیست. ناپسندیدنی. مقابل گزیدنی.
اجتنابناپذیر، ناگزیر، حتمی
اجتنابپذیر
ناگزیدنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) غیرقابل انتخاب. که نتوان آن را برگزید و اختیار کرد.که سزاوار گزیدن نیست. ناپسندیدنی. مقابل گزیدنی.