نانمش

لغت نامه دهخدا

نانمش. [ ن َ م َ / م ِ ] ( ص، اِ ) چیزی نادیده. ( برهان قاطع ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ). چیزنادیده. ( فرهنگ رشیدی ). || بیراهی کردن. ( برهان قاطع ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ) ( فرهنگ رشیدی ).