نام زدن
مترادفها
نام بردن، نامیدن، صدا زدن
متضادها
فراموش کردن، نادیده گرفتن
لغت نامه دهخدا
نام زدن.[ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نام به زبان آوردن. ( ناظم الاطباء ). || نام کسی را زدن یا نام کسی را از دفتر زدن؛ بر نام او خط کشیدن. او را فراموش کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نام کسی رابرزبان آوردن.یانام کسی رازدن. ۱ - خط کشیدن نام او ( ازدفتروغیره ). ۲ - اورافراموش کردن.