نام زدن
مترادفها
نام بردن، نامیدن، صدا زدن
متضادها
فراموش کردن، نادیده گرفتن
لغت نامه دهخدا
نام زدن.[ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نام به زبان آوردن. ( ناظم الاطباء ). || نام کسی را زدن یا نام کسی را از دفتر زدن؛ بر نام او خط کشیدن. او را فراموش کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نام کسی رابرزبان آوردن.یانام کسی رازدن. ۱ - خط کشیدن نام او ( ازدفتروغیره ). ۲ - اورافراموش کردن.
جمله سازی با نام زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر عامل در جلسه امروز، برای تأکید بر لزوم همکاری میان بخشها، چندین بار با نام زدن از تیمها، بر اهمیت مسئولیتهای هر واحد تأکید کرد.
💡 من هرگز تمایلی ندارم که در جمعهای عمومی با نام زدن از افراد خاص، به حریم خصوصی آنها تجاوز کنم، زیرا رعایت اصول اخلاقی بسیار مهم است.
💡 نویسنده در طول فصلهای مختلف کتاب، با نام زدن از شخصیتهای فرعی، سعی کرد تا خواننده را با فضای داستان و روابط پیچیده میان آنها آشنا کند.