واژه «میقاتگاه» در زبان فارسی به معنای محل قرار، وعدهگاه یا جایگاه ملاقات است که در متون کهن برای اشاره به مکانی به کار میرفته که افراد برای دیدار یا انجام کاری مشخص در آن گرد هم میآمدند. این واژه از «میقات» گرفته شده و با افزودن پسوند «گاه» مفهوم مکان و محل را پیدا کرده است و در نتیجه به جایی اشاره دارد که زمان و مکان ملاقات یا قرار در آن تعیین شده است. در متون ادبی و تاریخی، «میقاتگاه» گاهی به صورت استعاری نیز استفاده شده و به محلی برای گردهماییهای مهم یا لحظات سرنوشتساز اشاره دارد. در برخی کاربردها، این واژه بار معنایی ادبی و شاعرانه پیدا کرده و برای توصیف مکانهایی به کار رفته که در آنها شادی، وصال یا اتفاقی مهم رخ میدهد. برای مثال در اشعار، میقاتگاه عشرت میتواند کنایه از محل شادی و سرور و دیدار یاران باشد. همچنین در متون کهن، این واژه در کنار مفاهیمی مانند وعده و قرار به کار رفته و بر اهمیت وفای به عهد و انجام ملاقات تأکید داشته است. در نثر قدیم، «میقاتگاه» بیشتر جنبه رسمی و ادبی داشته و کمتر در گفتار روزمره استفاده میشده است. این واژه نشاندهنده اهمیت زمان و مکان در روابط انسانی و اجتماعی در فرهنگ فارسی است. بنابراین، این کلمه به طور کلی به معنای محل قرار و دیدار است که در آن افراد برای ملاقات یا انجام امری از پیش تعیینشده گرد هم میآیند و در متون ادبی گاهی به صورت کنایی و شاعرانه نیز به کار رفته است.
میقاتگاه
لغت نامه دهخدا
میقاتگاه. ( اِ مرکب ) وعده گاه. وعده جای: تا او این شکایت بر موسی ( ع ) کرد چون از میقاتگاه بازآمد. ( کتاب النقض ص 483 ).
نوروز پیک نصرتش میقاتگاه عشرتش
نه مه بهار از حضرتش دل ناشکیبا داشته.خاقانی.و رجوع به میقات شود.