لغت نامه دهخدا
مکتهل. [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص ) نبت مکتهل؛ گیاه به پایان درازی رسیده و سخت و قوی گردیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گیاه به نهایت رشد رسیده. ( از اقرب الموارد ). || دوموشده. ( ناظم الاطباء ). کهل گردیده و دوموشده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اکتهال شود. || مرغزار شکوفه و گل برآورده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).