لغت نامه دهخدا
مژکت. [ م َ ک ِ ] ( اِ ) مسجد. مزکت.( زمخشری ). مزگت. رجوع به مزکت و مزگت و مسجد شود.
- مژکت آذینه؛ مسجد جامع. ( زمخشری ). رجوع به مسجد و مزکت شود.
مژکت. [ م َ ک ِ ] ( اِ ) مسجد. مزکت.( زمخشری ). مزگت. رجوع به مزکت و مزگت و مسجد شود.
- مژکت آذینه؛ مسجد جامع. ( زمخشری ). رجوع به مسجد و مزکت شود.