لغت نامه دهخدا
مؤتطم. [ م ُءْ ت َ طِ ]( ع ص ) نعت فاعلی از ائتطام. ( منتهی الارب، ماده اطم ). به مرض اطام گرفتار شونده. رجوع به ائتطام شود.
مؤتطم. [ م ُءْ ت َ طِ ]( ع ص ) نعت فاعلی از ائتطام. ( منتهی الارب، ماده اطم ). به مرض اطام گرفتار شونده. رجوع به ائتطام شود.