موم گیری

لغت نامه دهخدا

موم گیری. ( حامص مرکب ) آلودن و اندودن به موم. || طرح ریزی نقشها بر روی موم، به این ترتیب که سرتاسر ظرف یا زمینه کار را موم می گیرند و جای نقشها را خالی می گذارند آنگاه با رنگهای لعابی آن را می آلایند و حرارت می دهند.

فرهنگ فارسی

طرح نقشها بروی موم باین ترتیب که سرتاسر ظرف را موم میگیرند و جای نقشها را خالی میگذارند. آنگاه با رنگهای لعابی آنرا می آلایند و حرارت میدهند. وقتی لعابی که موم پوشانده است خالی ماند موم گیری بپایان میرسد.

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز