موتور ازکارافتاده

مترادف‌ها

موتور خراب، موتور سوخته

فرهنگستان زبان و ادب

{dead engine} [حمل ونقل هوایی] موتوری که پس از خاموش شدن در هنگام پرواز قابل راه اندازی مجدد نیست

ویکی واژه

موتوری که پس از خاموش شدن در هنگام پرواز قابل راه‌اندازی مجدد نیست.

جمله سازی با موتور ازکارافتاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مکانیک تعمیرگاه پس از بررسی دقیق، اعلام کرد که به دلیل نقص در قطعات داخلی، موتور ازکارافتاده نیاز به تعمیر اساسی یا تعویض دارد.

💡 هزینه خرید یک خودروی دست دوم با موتور ازکارافتاده بسیار پایین است، اما هزینه‌های تعمیر و بازسازی آن می‌تواند بسیار سنگین باشد.

💡 صاحبان کارخانه‌های قدیمی اغلب با چالش مواجهه با موتور ازکارافتاده در ماشین‌آلات تولیدی خود روبرو هستند که روند کار را مختل می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران