منزعه

این کلمه واژه‌ای عربی است که در متون کهن معانی گوناگونی دارد. یکی از مهم‌ترین معانی آن همت و اراده است و وقتی گفته می‌شود «قریب‌المنزعه»، یعنی کسی که همت و اراده قوی دارد. در معنایی دیگر، منزعه به کمانی گفته می‌شود که زه آن جدا شده باشد. این واژه همچنین به معنای بازگشت، پایان کار یا نتیجه نهایی یک امر آمده است. در برخی منابع، این کلمه به رأی و تدبیری گفته می‌شود که انسان در نهایت به آن رجوع می‌کند. از نظر کاربردهای مادی، منزعه به سنگی که آبکش یا ظرف آب روی آن قرار می‌گیرد نیز اطلاق شده است. در مورد نوشیدنی، تعبیر «شراب طیب‌المنزعه» به معنای شراب خوش‌گوارا و خوش‌نوش است. همچنین این کلمه نام چوبی پهن و کفچه‌مانند است که زنبورداران با آن شهد عسل را جمع می‌کنند. 

لغت نامه دهخدا

( منزعة ) منزعة. [ م َ / م ِ زَ ع َ ] ( ع اِ ) همت. و گویند: فلان قریب المنزعة؛ ای قریب الهمة. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منزعة. [م َ زَ ع َ ] ( ع اِ ) کمان که زه از وی دور باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بازگشت. || پایان کار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || رای و تدبیر که مرد به سوی آن بازگردد و رجوع کند. و منه: و اﷲ لتعلمن اینااضعف منزعة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سنگی که بر آن آبکش ایستد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شراب طیب المنزعة؛ شراب نیکومقطع شرب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شراب خوش آیند و گوارا. ( ناظم الاطباء ).
منزعة. [ م ِ زَ ع َ ] ( ع اِ ) چوبی است کفچه مانند که بدان شهد چینند. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). چوبی پهن شبیه ملعقه که همراه چیننده عسل باشد و با آن زنبورهای چسبیده به شهد را جدا کند. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

چوبی است کفچه مانند که بدان شهد چینند. چوبی پهن شبیه ملعقه که همراه چیننده عسل باشد و با آن زنبور های چسبیده به شهد را جدا کند.

ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز