مندوف

لغت نامه دهخدا

مندوف. [ م َ ] ( ع ص ) پنبه زده. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ندیف. محلوج. منفوش. حلیج. فلخیده. فلخمیده. واخیده. شیده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

پنبه زده. ندیف

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز