ممکار
مترادفها
حیلهگر، فریبکار، مکار
متضادها
صادق، راستگو، ساده
لغت نامه دهخدا
ممکار. [ م ِ ] ( ع ص ) نخلة ممکار؛ خرمابنی که بیشتر غوره های آن سخت و نزدیک به رطب رسیدن باشد. ( ناظم الاطباء ). خرمابن بسیارمَکْرة.
حیلهگر، فریبکار، مکار
صادق، راستگو، ساده
ممکار. [ م ِ ] ( ع ص ) نخلة ممکار؛ خرمابنی که بیشتر غوره های آن سخت و نزدیک به رطب رسیدن باشد. ( ناظم الاطباء ). خرمابن بسیارمَکْرة.