لغت نامه دهخدا
مفلسستان. [ م ُ ل ِ س ِس ْ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن مردمان بینوا زندگی می کنند و خانه درویشان. ( ناظم الاطباء ):
بزم عیش زرپرستان سخت بر من تنگ شد
خیمه عشرت از آن در مفلسستان می زنم.ملا فوقی یزدی ( از آنندراج ).
مفلسستان. [ م ُ ل ِ س ِس ْ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن مردمان بینوا زندگی می کنند و خانه درویشان. ( ناظم الاطباء ):
بزم عیش زرپرستان سخت بر من تنگ شد
خیمه عشرت از آن در مفلسستان می زنم.ملا فوقی یزدی ( از آنندراج ).