مغتل

لغت نامه دهخدا

مغتل. [ م ُ ت َل ل ] ( ع ص ) تشنه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شتر سخت تشنه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || مشتاق و آرزومند. ( ناظم الاطباء ). أنا مغتل الیه؛ یعنی شوق او دارم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
سراسیمه
سراسیمه
حسبی الله و نعم الوکیل
حسبی الله و نعم الوکیل
پاداش
پاداش
فال امروز
فال امروز