مشنقه

مترادف‌ها

دار، چوبه دار

لغت نامه دهخدا

( مشنقة ) مشنقة. [ م َ ن َ ق َ ] ( ع اِ ) محل آویختن. || دار و صلیب. ( ناظم الاطباء ). آنجا که گناهکاران را آویزند. مولده است. ( از محیطالمحیط ).

جمله سازی با مشنقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در داستان‌های قدیمی و کلاسیک، مجرمان پس از اثبات جرم خود در دادگاه، معمولاً برای اجرای حکم مرگ به سمت مشنقه هدایت می‌شدند.

💡 فضای تاریک و ترسناک فیلم تاریخی با دیدن صحنه‌های مربوط به مشنقه و مجازات‌های سخت دوران قدیم، لرزه بر اندام تماشاگران می‌انداخت.

💡 نویسنده با استفاده از توصیفات دقیق از مشنقه و فضای زندان، توانست فضای سنگین و غم‌انگیز دوران استبداد را به خوبی برای مخاطبان بازسازی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران