فرهنگ معین
(مُ رَ فَ ) [ ع. مشارفة ] (مص ل. ) ۱ - تفاخر کردن به حسب و بزرگی. ۲ - مطلع شدن بر امری. ۳ - سمت اشرافی و مفتش بر کسی داشتن.
(مُ رَ فَ ) [ ع. مشارفة ] (مص ل. ) ۱ - تفاخر کردن به حسب و بزرگی. ۲ - مطلع شدن بر امری. ۳ - سمت اشرافی و مفتش بر کسی داشتن.
۱. به یکدیگر فخر کردن به شرف و بزرگی.
۲. مطلع شدن بر چیزی.
۳. سمت اشراف و مفتشی داشتن بر کسی.
( مصدر ) ۱ - تفاخر کردن بحسب و بزرگی ۲- مطلع شدن بر چیزی. ۳- سمت اشراف و مفتشی بر کسی داشتن: گفت: اگر بیند ملک مرا برسالت فرستد وامینی را بمشارفت با من نامزد کند...
مشارفة
تفاخر کردن به حسب و بزرگی.
مطلع شدن بر ام
سمت اشرافی و مفتش بر کسی داشتن.